روز مادر مبااااارک
بچه عجیب ترین موجود دنیاست،
می آید،
مادرت می کند،
عاشقت می کند،
رنجی ابدی را در وجودت می کارد،
تا آخرین لحظه عمر عاشق نگهت می دارد،
و تمام...!
به گمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست؛
وقتی مادر میشوی،
رنجی ابدی به سراغت می آید،
رنجی نشأت گرفته از عشق...
مادر که میشوی،
می خواهی جهان را برای فرزندت آرام کنی،
می خواهی بهترین ها را از آن او کنی،
وقتی می خزد، چهار دست و پا می رود،
راه می رود و می دود،
تو فقط تماشایش می کنی و قلبت برایش تند می تپد،
از دردش نفست می گیرد،
روحت از بیماری اش زخم می شود،
مادر که می شوی،
دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود.
مادر که میشوی، کس دیگری می شوی، کسی که وجودش پر از
عشق و جنون و دیوانگیست.

یادم می آید سالها قبل به هرکجا که میرفتیم با هر صدای "مامان" گفتن کودکان، مادر مهربانم پاسخ "جانم" میداد و ما به او میخندیدیم... آنروزها برایم میگفت که مادر بودن این گونه است و من نمیفهمیدم ...
حال بعد از سالها علاوه بر تمام خیر و برکتی که به زندگیم بخشیده ای باعث شدی تا بفهمم مفهوم ساده حرفهای آنروزهای مادرم را... چقدر خوب است که اکنون درکش میکنم و چه حیف که هنوز هم جز زحمت برایش ندارم ...
آروشای عزیزتر از جانم
با تمام وجود از پروردگارم برایت زیباترین روزهای زندگی بر روی این کره خاکی را خواستارم ...
آرزو می کنم که همیشه خوشبخت باشی و زندگی همواره چهره مهربان و لبخندهای دلربایش را برای چشمان زیبایت به ارمغان آورد. 



روز مادر مبااااارک 


